ملاحم و فتن آخرالزمان

جلسه سیزدهم

متن گزیده ی سلسله مباحث

«ملاحم و فتن آخر الزمان» 

آیت الله نظری منفرد

 

 

 

 

یکی از اخبار ملاحم، این روایت مورد اتفاق عامه و خاصه از رسول خدا صلی الله علیه و آله است:

عَنْ حَنْظَلَةَ بْنِ خُوَيْلِدٍ الْعَنْبَرِيِّ قَالَ: إِنِّي لَجَالِسٌ عِنْدَ مُعَاوِيَةَ إِذْ أَتَاهُ رَجُلَانِ يَخْتَصِمَانِ فِي‏ رَأْسِ‏ عَمَّارٍ يَقُولُ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا أَنَا قَتَلْتُهُ، فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَمْرٍو لِيَطِيبَ بِهِ أَحَدُكُمْ نَفْساً لِصَاحِبِهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَة

حنظله می گوید من نزد معاویه بودم که دو نفر آمدند و سر عمار را برای معاویه آوردند و هر کدام ادعا داشت که او قاتل عمار است. عبدالله بن عمرو گفت: یکی این کار را به دیگری واگذار کند، چون من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که عمار را گروه ستمکار به قتل می رسانند.

معاویه شخصی را نزد عمرو بن عاص فرستاد و گفت فرزندت حدیثی نقل کرده که اراده مردم شام را در جنگ با اهل عراق سست نموده است.

عمرو عاص سخنرانی کرد و گفت چون علی بن ابی طالب عمار را به جنگ با ما فرستاده، پس او قاتل عمار است.

بعضی از عامه که قدری انصاف دارند میگویند:

این خیلی توجیه زشتی است چون اگر این حرف را بپذیریم باید بگوییم قاتل حمزه هم خود رسول خدا است که او را به جنگ فرستاد.

عمار و هاشم بن عتبه در صفین از فرماندهان سپاه امیرالمومنین بوده اند که در یک روز به شهادت رسیدند.

هاشم بن عتبه پسر عموی عمر بن سعد است.

او به حضرت عرض کرد: اگر همه دنیا را به من بدهند در ازای اینکه با یکی از دوستان شما دشمنی کنم، این کار را نخواهم کرد و اگر همه دنیا را در مقابل دوستی با یکی از دشمنان شما بدهند نیز این کار را انجام نخواهم داد.

عمار بعد از مدتی جنگیدن برای رفع تشنگی به خیمه برگشت. آبی طلب کرد اما گفتند فقط شیر مخلوط با آب داریم. عمار لبخدی زد و گفت بعد از این من به شهادت میرسم چون رسول خدا فرمودند: «آخرین توشه تو از دنیا شیر مخلوط با آب است»

عمار در روز جنگ این دعا را در وسط میدان میخواند:

«خدایا تو می دانى كه اگر بدانم رضاى تو در آن است كه من خويشتن را در دریا بیاندازم ، چنان كنم. خدایا تو می دانى كه اگر بدانم رضاى تو در آن است كه سر شمشير را بر شكم خويش بگذارم و بر آن خم شوم تا از پشتم بیرون آید، چنان كنم. خدایا من از آنچه به من آموخته اى مى‏دانم كه امروز هيچ كارى‏ بيش از جهاد با اين فاسقان مورد رضايت تو نیست، و اگر مى‏دانستم امروز كارى ديگر بيش از اين تو را خرسند مى‏سازد چنان مى‏كردم.»

رسول خدا در مورد عمار فرمودند:« إِنَّ عَمَّاراً مُلِئَ إِيمَاناً مِنْ‏ قَرْنِهِ‏ إِلَى‏ قَدَمِهِ‏ وَ اخْتَلَطَ الْإِيمَانُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِه‏» از سر تا پای عمار غرق در ایمان است.

امیرالمونین بالای جنازه عمار گریه کرد و فرمود: ای مرگ! مرا راحت کن که تمام دوستانم را گرفتی..!