ملاحم و فتن آخرالزمان

جلسه پنجم

متن گزیده ی سلسله مباحث

«ملاحم و فتن آخر الزمان» 

آیت الله نظری منفرد

 

 

 

 

یکی از فتنه های منافقین جریان دوات و قلم است.

این روایت را بخاری در چند باب مختلف نقل کرده است.

در کتاب طبقات الکبری این روایت به ۹ سند مختلف نقل شده است.

مضمون همه این روایات این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند برای من قلم و کاغذی بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که هرگز بعد از من گمراه نشوید.

خلیفه دوم گفت بیماری بر پیامبر غلبه کرده و هزیان می گوید!

ابن سعد می گوید بعضی از زن های رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند: مگر نمی‌بینید پیامبر چه می گوید! خلیفه دوم به حرف آنها نیز عمل نکرد و گفت: «حسبنا کتاب الله» قرآن برای ما کافی است!

چگونه قرآن کافی است در حالی که خداوند در آیه ۴۴ سوره نحل خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرماید:

«وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ»

اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است، توضيح بدهى.

ابن ابی الحدید از ابن عباس نقل می کند در روزهای اول به قدرت رسیدن خلیفه عمر بن خطاب نزد او رفتم. او گفت: چگونه ترک کردی پسر عمویت را؟

ابن عباس میگوید من تصور کردم منظورش عبدالله بن جعفر است، گفتم او با دوستانش مشغول است.

عمر گفت: منظورم بزرگ خاندان شما بود.

ابن عباس جواب داد: ایشان در باغ های مدینه مشغول سقایت باغهای خرما است.

عمر گفت: آیا علی بن ابی طالب هنوز هم دنبال خلافت هست؟

ابن عباس جواب داد: او بر این باور است که رسول خدا بر امامتش تصریح کرده است. از پدرم هم سوال کردم همین مطلب را تایید کرد.

عمر گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله راجع به ایشان حرف هایی زده بود اما نه به گونه ای که حجت و قاطع عذر باشد. لحظه آخرِ عُمْر هم میخواست تصریح کند که من اجازه ندادم، چون مصلحت ندانستم!

فتنه دیگر منافقین، فتنه سقیفه بود.

منافقین برای توجیه شرعی کارشان گفتند صحابه با ابوبکر بیعت کردند!

اما چگونه بیعتی که نزدیک بود حباب بن منذر و سعد بن عباده را در سقیفه بکشند! و از طرفی عده ای را مسلح از خارج مدینه آوردند برای گرفتن بیعت اجباری از مردم!

فتنه دیگر منافقین، فتنه ابوسفیان بود.

او به امیر المومنین گفت: چرا در خانه نشسته ای! من کوچه های مدینه را پر از سپاه سواره و پیاده میکنم بر علیه ابوبکر!

حضرت فرمودند: تو میخواهی عده ی قلیل ما را از بین ببری!!